تکرار لحظه لحظه خاطرات شهید

تکرار لحظه لحظه خاطرات شهید

بسم رب النور نوشته اند برایت به نور خدا پیوسته ای چه جمله ای و چه حرفها که از پیش چشمانم می گذرد و تک تک کلماتم اشک می شود و به روی گونه هایم می بارد باز هم چشم هایی خیس و دلهایی که دوباره داغدا...

وعده بزم آسمانی

وعده بزم آسمانی

بسم الله الرحمن الرحیم سه سال گذشت... چشم هایم را آرام می بندم و باران اشک هایم امانم نمی دهد... باز هم بار دیگر طوفانی تر از همیشه پای مرور خاطراتم تمام آن روز های پر از هیاهو را نظاره گر می ش...

آزمون دشوار

آزمون دشوار

شهید یعنی مردان بی ادعا که برای دفاع و پاسداری از وطن و هم وطنان خود از خوشی ها و سلامت خویش گذشتند و آن ها را فدای دیگران کردند؛ سخن گفتن از شهید سخت است، شهید را نمی توان وصف کرد، شهید را باید فهمید...

دلنوشته ی سیده زهرا موسوی فرزند شهید سید نور خدا موسوی در استقبال از شهید گمنام

دلنوشته ی سیده زهرا موسوی فرزند شهید سید نور خدا موسوی در استقبال از شهید گمنام

دلنوشته ی سیده زهرا موسوی فرزند شهید سید نور خدا موسوی در استقبال از شهید گمنام: ﺑﺴﻢ رب اﻟﺸﻬﺪاء و اﻟﺼﺪﻳﻘﻴﻦ ای عشق باز هم پر پر زنان سمت دلهایمان پر کشیدی تا انگار در گوشه ای از دلمان فریاد بزنی...

قصه، قصه ی دلدادگی است

قصه، قصه ی دلدادگی است

قصه، قصه ی دلدادگی است قصه ی عاشقی و من شک ندارم ۱۰ سال دست به قلم بودن برای ریختن واژه ها به پایش، دست خودت نیست... او انگار تو را فراخوانده برای رسیدن رسیدن تا مرکب آسمان و چه زیباست مرکب آسمان...

سلام پدرم

سلام پدرم

‍ ‍ بسم رب الشهداء و الصدیقین بی مقدمه بگویم سلام پدرم سلام مرد خانه ام سلام عزیز دل زهرای بابا چقدر سخت است امروز نوشتن... اخر امروز روز پدر است... روز کوه خانه... روز مردی که دختر ت...

دلنوشته سیده زهرا موسوی فرزند شهید همیشه زنده سید نور خدا موسوی برای فاطمه بیرانوند فرزند شهید مدافع وطن سرگرد جابر بیرانوند  ‍

دلنوشته سیده زهرا موسوی فرزند شهید همیشه زنده سید نور خدا موسوی برای فاطمه بیرانوند فرزند شهید مدافع وطن سرگرد جابر بیرانوند ‍

سلام فاطمه جان میدانم هفته هفته ای بود برایت پر از آشوب و اضطراب هفته ای که همه اش پر بود از خواهش و التماس به درگاه خدا حال و هوایت ابری و بیقرار تر از همیشه بند بند دلت وصل شده بود به تختی که تن...

دلنوشته همسر شهید سید نورخدا موسوی در مراسم تشییع

دلنوشته همسر شهید سید نورخدا موسوی در مراسم تشییع

من امروز به عنوان همسر شهید سید نورخدا موسوی واقعا خجالت کشیدم گفتم چرا همه دارن به من تسلیت میگن،سید نورخدا دیگه برای من نیست برای شهرم نیست برای استانم نیست سید نورخدا برای وطنمه،همه آمدند و در بین...